دیشب آخر شب بود که داشتم از جاده شمال بر میگشتم تهران، نزدیکهای پلور که رسیدم دیگه این گشنگی امون رانندگی نمیداد واستادم یه چیزی بخورم، شب هم که باشه چراغ رنگی مغازه ها بدجوری آدم رو وسوسه میکنه
کنار جاده پارک کردم و وارد یه مغازه خوش آب و رنگ شدم و یه سری خرتو پرت واسه خوردن گرفتم دیدم مغازه دار هم یه آدم میانسالی هست و من هم از بس این مدت با همه در مورد انتخابات حرف زدم ازش پرسیدم حاجی جان شما به کی رای دادی؟
گفت چندتا چیز بهت میگم خودت حدس بزن من به کی رای دادم و امثال من به کی رای دادم؟
1- دو ماه پیش 320 هزار تومان سود سهام عدالت گرفتم
2- پول آب و وبرق و گازم از نصف هم کمتر شده به خاطر سهمیه های مناطق محروم
3- پسرم مدرسه راهنمایی میره و تمام مخارجش رو هم دولت میده باز به خاطر مناطق محروم
4- مغزه ام 3 سال پیش بود 40 میلیون الان شده 250 میلیون
5- دخترم هم دانشگاه قبول شده به خاطر همین قوانین بومی پذیری (البته من خودم این رو سر در نیاوردم)
بعدش گفت حالا من به کی رای دادم؟ بازهم بهش رای میدم
















