نگاشته شده توسط: poshtekooh | ژوئن 29, 2008

تابستون، جاده، صبحانه کنار جاده (ایرانگردی تابستانی – جاده فیروزکوه)

بفرما سرشیر، عسل، نیمرو …


پاسخ‌ها

  1. درود
    عجب صبحانه اشتها باز کمی !!

  2. باز کمی = بازکنی

    اشتباه تایپی شد

  3. می خوای بگی مایه داری؟!!!!!!!
    آره داداش هستی!
    ما صبحونمون شده سیگار و چایی!!

    نفسی – نکن این کارارو تو – بهت میگم بیا بریم مهمون من نمیایی که

  4. مرسی رفیق:») نوش جووووووووووووووووونت باشه ایشاللللللللللللاا :)

    خیلی مخلصیم به خدا – راستی مبارکه!!!! :)

  5. انگار این سفرها بد هم نیستش! نمیشه ما فقط این قسمت صبحانه را در خدمتتون باشیم؟

    :) ) یه گوشه از خوبیهاش من که میدونم طبعت چجوریه بذار از ناهار هم یدونه بعدا برات میذارم
    تو بیا سفر بد بهت نمیگذره – مخلصیم :)

  6. چه اشتها آوره سعيد!!!

  7. دهنم آب افتاد ســـــــــــــــــــــــــــعـــــــــــــــــید !!!
    خدا ازت نگذره که هروقت اومدم توی وبلاگت اینطور دلم خون شد :-(

    مخلصیم – اصلا دیگه از این به بعد نمیذارم عکس :)

  8. خوش به حالت. وقتی از قله دماوند برگشتم توی پلور عین همین صبحانه را خوردم. بهترین صبحانه عمرم بود. الان ۴ ساله توی تورنتو هستم و این کفار اجنبی اصلا نمیدونن سرشیر یعنی چی

    میخوای واست dhl کنم :) )

  9. الهی کوفتت نشه!!!!

  10. ~P=

  11. [...] تابستون، جاده، صبحانه کنار جاده (ایرانگردی تابستانی – … بفرما سرشیر، عسل، نیمرو … [image] [...]

  12. سلامو خیلی باحاله, منم تازه از مشهد اومدم, رفتیم یه جایی بیرون از شهر صبحونش همین بود! یادش به خیر!!!

  13. اشتب شد! سلام,


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها