نگاشته شده توسط: poshtekooh | سپتامبر 29, 2008

ايکاش که جاي آراميدن بودي / يا اين ره دور را رسيدن بودي

خاکي که به زير پاي هر ناداني است                    کف صنمي و چهره ي جاناني است
هر خشت که بر کنگره ايواني است                      انگشت وزير يا سلطاني است

Advertisements

Responses

  1. تناسبی که بین عکس و شعر برقرار کردی ، کاملاً غلط و توهین آمیز نسبت به این افراد زحمت کش است. اینکه کارگر شهرداری پایش را روی سنگ قبر گذاشته دلیل بر نادان بودنش نمی شه.

    —————————————

    ممنون بابت نظرتون – ولی اگه به تفسیری که از این شعر بیان میکنند دقت شود – در اینجه منظور از نادانی اون معنی توهین آمیز و کم خردی آن نیست بلکه منظور از نادانی، ندانستن هویت و عقبه فردی هست که در زیر خاک دفن شده و در این مواقع و در این مکانها مطمئنا همه ما نادان هستیم چون از اهل قبوری که دفن هستند هیچ چیز نمیدانیم!

  2. سلام دوست عزیز خسته نباشید منم تازه به عرصه it وارد شدم خوشحال میشم اگه لینک منو تو وبلاگت قرار بدی در ضمن مطلب جالبی بود ممنون.www.commander1365.wordpress.com


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: