نگاشته شده توسط: poshtekooh | اکتبر 21, 2008

اگر شیری اگر میری اگر مور – گذر باید کنی آخر لب گور / آرامگاه باباطاهر عریان

عزیزا کاسه‌ی چشمم سرایت ****** میان هردو چشمم جای پایت

از آن ترسم که غافل پا نهی تو ****** نشنید خار مژگانم بپایت

Advertisements

Responses

  1. روبروی همینجایی که می بینید کفش کتونی ما رو که بیرون چادر بود بردند.فکر کنم باباطاهر هم همین بلا به سرش اومده. لختش کردند.

  2. آفرین به شما و به اين سلیقه و ذوق عالی که دارید

  3. این جناب باباطاهر لُختی یک دو بیتی داره که میفرماید:
    دو چشمونت بود تار ربابم
    چه میخواهی از این حال خرابم
    تو که با ما سر یاری نداری
    چرا هر نیمه شب آیی به خوابم ؟

    پی‌نوشت: قربون چشمات برم، بگو چقدر دستی بدم نیایی تو خواب ما؟ هر شب هرشب کابوس؟ اقلا یک شب مهلت بده محض دل این لک و لختی‌ها یه حوری وش پری‌سیما به خواب ما بیادش!;)

    —————————–

    :)) شرمنده کردی فضول خان

    • doroste in sher albate in ast

      دو زلفونت بود تار ربابم

      چه می‌خواهی از اين حال خرابم

      تو كه با ما سر ياری نداری

      چرا هر نيمه شو آيی به خوابم

  4. زیبا بود
    خوش به حالت
    من که تا حالا اینجا نرفتم

  5. سلام
    من از شعرای اینجا خوشم اومده اگه ممکنه هرازگاهی برام میل کنید
    با تشکر

  6. عالی بود گلم. خیلی دیدنی بود

  7. اینجا شهر مااااااااااااااااااااااااست !


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: