نگاشته شده توسط: poshtekooh | ژانویه 26, 2009

بازی وبلاگی: بهترین خاطرات 30 سال گذشته!

دوست عزیزم آرش خوشتیپ زحمت کشید و زحمتی به دوش ما انداخت که مطلبی بنویسم در مورد بهترین خاطرات انقلابی یا بهتر بگم بهترین خاطرات دوران 30 سال گذشته زندگی خودم! با این که میدونه من نوشتن بلد نیستم ولی خوب هرچه از طرف رفیق رسد نکوست، حتی! 🙂

اگه بخواهم از خاطرات اجتماعی بگم که زیاد خاطراتی که واقعا یاد آوریش برام جالب باشه ندارم چون زمان انقلاب هم که نبودم که تو اون موج باشم و خاطراتش برام بمونه! دوستان اشاره به صعود تیم ملی کردند ولی خوب صعود تیم ملی واسه من جز دردسر چیزی نداشت! چون بعد از باخت به ژاپن از شدت عصابانیت با دوچرخه به خیابون رفتم و حواسم پرت بود و افتادم تو جوی آب و دیگه حالم از هر چی فوتبال بود بهم میخورد!

بازی با استرالیا هم بعد از عقب افتادن ایران تلویزیون رو خاموش کردم و رفتم بعدا فهمیدم که مساوی شد و مردم ریختن تو خیابون! که ما بی نصیب موندیم!
ولی شاید بهترین خاطره اجتماعیم که خیلی هم تعجب برانگیز هم باشه و زیاد هم دور نیست قهرمانی فصل پیش پرسپولیس بود اونهم صرفا به دلیل وجود شخص افشین قطبی که من رو برای اولین بار به استادیوم کشوند منی که از این کار متنفر بودم! هنوزم وقتی فیلم مردان پرسپولیس رو میبینم اشک تو چشام جمع میشه!
اهل سیاست هم نیستم ازم خاطره سیاسی نخواین!

ولی خاطرات شخصی خوب زیادی دارم که بابتش خدا رو شکر میکنم 3 تاش الان خوب یادم میاد، یکیش بر میگرده به دوران کودکی 8-9 سالگی که یه همسایه داشتیم پیرزن تنهایی بود (خدا بیامرزدش) یه صندوقچه تو گوشه پارکینگ ساختمان که جای انباری استفاده میکردیم داشت درش هم قفل بود من رو کنجکاوی با 1000 زحمت قفلش رو باز کردم توش یه جعبه پیدا کردم که مربوط به بازی روپولی بود!! البته به اسم ایروپولی قدیمی بود با اسم خیابونهای قبل انقلاب و یه توپ چهل تیکه نو هم پیدا کردم (فکر کنم اسباب بازی پسرش بود که خارج زندگی میکرد) تو محله ما داشتن توپ چهل تیکه و روپولی که کمتر کسی دیده بود خیلی حال میداد واسه پز دادن مدت 3-4 هفته ای کار ما بچه ها بازی با این روپولی و توپ چهل تیکه بود که هیچوقت یادم نمیره (هنوزم مونوپولی جزء بهترین بازیهام هست) تا اینکه پدر فهمید و کتکی خوردم که البته اون 4 هفته پز دادن و بازی کردن به اون کتک با کمربند می ارزید! (شدم دزد)
یکی دیگه از خاطرات قشنگی که یادم میاد که مدتش هم طولانی بود بر میگرده به زمانی که گواهی نامه گرفتم و بعدش هم وارد دانشگاه شدم که یه ماشین خریدم که جیپ قرمزآلبالویی تمام اسپرت! تمام دوران دانشگاه من و دوستان نزدیکم گره خورده به این ماشین خوش رکاب! که چه کارها که نکردیم و چه جاها که نرفتیم  (شدم بی قید و لاابالی) و تمام روز به روزش برام خاطرات شیرین داره که بهترین خاطرات زندگیم هست که هیچوقت فراموش نمیشه، بعدها سریال خط قرمز رو خیلی دوست داشتم مخصوصا قسمتهای اولش رو که یه جورایی زنده کننده خاطرات بود. وقتی فروختمش تا مدتها افسرده بودم و هنوزهم دنبالش میگردم که اگه وجود خارجی داشته باشه بخرمش!
آخرین خاطره شیرین هم اگه انگ بهم نزنین (که همه زدند شما هم روش) ازدواجم بود با دختری که با همه چیز یه شوهر دزد لاابلالی و بی قید ساخت! (شدم زی زی!)

در آخر هم تمام مسافرت هام به بیشتر نقاط ایران جزء بهترین لحظه ها هستند! از خاطرات غم انگیز هم دوست ندارم چیزی بگم تو این بازی! باشه واسه یه بازی دیگه!

شرمنده که زیاد نوشتم فقط خواستم یه کم از خاطرات کلیشه ای به دور بشه! در اینجا هم از دوستان عزیزم شاتوت، راتزل، سردار آریو برزن، بیداد، گجمو، درخت پیر (بائوبا)، تینا، معماریان دوکوهه!، جارچی و خیلی از دوستان دیگه که یا وبلاگ ندارن یا من از قلم انداختم و شرمندم، دعوت میکنم که تو این بازی شرکت کنند.

Advertisements

Responses

  1. آقا ممنونم. تو هم شری بودی برای خودت،بچه مایه دار.

  2. دارم خفه میشم از هجوم این خاطرات اجباری و مصلحتی ازدواج!! تو نمی دونم 5 ام یا 18 امی اش هستی!!

    ———————
    تو عزیز دلی سلطان انقده حرص نخور من میترسم یه وقت لاغر شی – بابا اینهمه از دزدی و بی قیدی گفتیم تو به اون یه خطش گیر دادی – نکن اینکارارو :))

  3. بیلی عزیز من هم آلوده شدم!
    :((

    —————————-

    نوش جونت عزیز – همه یه روز گرفتار میشیم – اتفاقا جالب هم نوشتی مخصوصا صبح بعد از حادثه رو! 🙂

  4. خیلی خوب بود. مرسی!

  5. خرین خاطره شیرین هم اگه انگ بهم نزنین ازدواجم بود با دختری که با همه چیز یه شوهر دزد لاابلالی و بی قید ساخت!
    خدا صبر بده به این همسر محترمتون 😀
    از دعوتت ممنونم و امیدوارم برای اولین بار بتونم تو یه بازی وبلاگی شرکت کنم.

  6. سلام گلم. ممنون از نوشته زیبات. منم سعی میکنم یه چیزی بنویسم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: